حال خوشی ندارم.

وقتی بدانی تو و جانت کم بهاترین چیز های ممکن این دنیایی می توانی حال خوشی داشته باشی؟

حال خوشی ندارم وقتی می دانم هواپیمای کاسپین  دیروز ساعت ۱۲ظهر سقوط کردو هموطنانم ساعت۱۲ظهر کشته شدندو من ساعت ۱۴در بهت و حیرت تکه تکه های خرد شده هواپیما را نگاه می کنم.

حال خوشی ندارم وقتی در خبر ورزشی ساعت ۱۹عصر به جای همان خبر ساعت۱۴ متوجه می شوم که تیم ملی جودو نوجوانان کشورم مسافران آن هواپیما بودند.

حال خوشی ندارم وقتی در صفحه ی هیچ شبکه تلویزیونی در هیچ امواج رادیویی و هیچ ورق های روزنامه ای  وزیر راه کشورم حتی برای عرض تسلیت حاضر نشد.

حال خوشی ندارم وقتی تصاویر فرودگاه ارمنستان به نمایش در می آیدو مردمی که بهت زده اند و به پهنای صورت اشک می ریزند و هیچ خبرنگاری از فرودگاه امام تهران گزارشی نمی گیرد .

حال خوشی ندارم وقتی شبکه های تلویزیونی کشورم حتی یک نوار سیاه بر گوشه ی تصاویرخود نمی زنند.

حال خوشی ندارم وقتی که امروز,فردای دیروز سقوط هواپیما ی کاسپین عزای عمومی نیست و کشور ارمنستان اعلام اعزای عمومی می کند.

حال خوشی ندارم وقتی می بینم دیروز ۱۶۸نفر یک جا,در یک مکان,در یک زمان فوت کردند و ما امروز را هم مانند روزهای دیگرمان می گذرانیم.

حال خوشی ندارم.


 

نوشته شده توسط لعیا خاکی در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388 ساعت 13:2 موضوع | لینک ثابت