مقدمه و تعريف مسئله

با تغيير و تحولات حاصل شده در جهان و ساختارهاي جوامع اين موضوع مطرح مي شود كه آيا ارزش ها و باورهاي جامعه ي ما نيز دچار دگرگوني گشته است؟ در پاسخ به اين سوال 2 نظر وجود دارد يكي آن كه ارزش ها و باور ها دچار دگرگوني گشته است و ديگري آن كه سنتها و ارزشهاي جامعه با اندكي تغيير چون گذشته پابرجا هستند (آزاد ارمكي،1379)

يكي از اصلي ترين نهادهاي موجود در جامعه ي ما كه سبب شكل گيري كل ارزش ها و هنجارهاي جامعه است نهاد خانواده مي باشد . اولين و كوچكترين نهاد اجتماعي كه فرد به محض تولد در آن عضويت پيدا مي كند. خانواده به معناي واقعي پناهگاه اعضاي خويش است و با وجود احكام و سلسه مراتب درون خود به اعضايش مشخص فرهنگي و وسيله ي انتقال اين وي‍ژگيها به نسلهاي بعد بوده است. (َآزاد ارمكي، 1379)

در طي سالهاي اخير تفاوت قابل توجهي ميان ارزش هاي جوانان با والدينشان مشاهده مي شود در حقيقت اختلافات فرهنگي ميان فرزندان و والدينشان كه از آن تحت عنوان شكاف نسلي نام مي برند. (قيصري، سايت جامعه شناسي ايران)

در دهه هاي اخير موج مدرنيزاسيون كه به همراه خود آموزش همگاني،گسترش رسانه هاي جمعي و بسياري موارد ديگر را به همراه مي آورد، موجب افزايش دانستني ها و آگاهي هاي عمومي نسل جديد شده و حوزه ارتباطات انساني و اجتماعي آنها را وسيعتر نمود. طبيعي ترين نتيجه ي اين فرايند اين بود كه نسل جديد، نسلي شد كه اولا بسيار با شتاب اجتماعي مي گرديد و ثانيا در راه اجتماعي شدن تنها، منابع ارزشگذار او ديگر خانواده و سنت حاكم بر خانواده نبود(قيصري ، سايت جامعه شناسي ايران)

در حقيقت مي توان گفت فرهنگ نسلهاي جديد الزاما و تنها با انتقال ارزش ها و اعتقادات و باورها شكل نمي گيرد بلكه تجارب كلي نسل جديد نيز در زندگي، در رويارويي با مسائل و مشكلات در اين مهم موثر است.(آزاد ارمكي ، 1379)

يكي از مسائل مهم و اساسي كه شايد بتوان اين شكاف نسلي را در آن مشاهده نمود پديده ي ازدواج در خانواده ها است در اين تحقيق سعي شده به بررسي اين موضوع پرداخته شود. در اين تحقيق به دنبال آن هستيم كه بدانيم از آنجا كه مي توان يكي از راه هاي ارتقاء پايگاه اجتماعي در جامعه ي ما را ازدواج دانست و از طرفي نهاد خانواده در ايران تغييرات اساسي بخود ديده است، ازدواج و همسرگزيني نيز تحول بنيادي پيدا نموده است؟

عبارت ديگر در اين بررسي مي خواهيم به اين هدف برسيم كه خانواده آيا توانسته است ارزش ها و كاركردها و آداب و رسوم و ازدواج و سنن خود را با وجود تحولات دوران مدرن بازتوليد و تداوم بخشد؟

روش بررسي

براي انجام اين تحقيق از روش كتابخانه اي، مراجعه به اسناد و مدارك و آمارهاي مربوط به موضوع مورد مطالعه استفاده شده است.

اهداف تحقيق

1 – بررسي تاثير شكاف نسلي بر پديده ي ازدواج و همسرگزيني در ايران.

2 –بررسي تاثير موقعيتهاي اجتماعي بر حسب زمان و مكان و با توجه به ميزان درآمدها، سواد، سطح آگاهي هاي عمومي و ميزان باورهاي جبرگرايانه به پديده ي ازدواج در جامعه ي ايران.

بديهي است كه ازدواج همچون هر پديده ي اجتماعي ديگري داراي هنجارهايي است كه اين هنجارها نسبت به هر جامعه اي ونيز هر مقطع زماني متفاوت مي باشند در كشور ما نيز در دوران كنوني، مسئله ازدواج داراي ويژگيهاي خاص خود مي باشد، ايران همچون ساير كشورهاي جهان سوم در مرحله ي گذار از سنت به مدرنيته است كه تغييرات اجتماعي وسيعي را در همه ي پديده هاي اجتماعي ا زجمله ازدواج و هسرگزيني ايجاد كرده است (جهانبخش،سايت جامعه شناسي ايران)

مي توان اين گونه انتظار داشت كه چنانچه شكاف نسل ها پديدار گردد، خود را در سه حوزه ي ارزش ها يا نگرش ها و رفتارها نشان دهد. براي بررسي اين مسئله بايد ابتدا پديده ي ازدواج و ويژگي هاي آن را در ايران گذشته مورد بررسي قرار داد كه اصولا :

-       ازدواج با خويشاوندان نزديك بسيار رواج داشته است بطوريكه مي گفتند عقد دختر عمو و پسرعمو را در آسمان ها بسته ا ند.

-       در بسياري از نقاط ايران دختر را از همان آغاز تولد ناف بر مي كرده اند يعني او را به نام يكي از پسران فاميل براي ازدواج نامزد مي كردند.

-       در اكثر نقاط ايران، مراسم و تشريفات جشن ازدواج بسيار وسيع و متنوع بوده است و گاهي به چند روز مي رسيده است.

-       پدر و مادر نقش اساسي و تعيين كننده در انتخاب همسر براي فرزندان خود داشته اندو در اكثر مواقع دختران هيچ نقشي در انتخاب شوهر آينده خو نداشته اند. (جهانبخش، سايت جامعه شناسي ايران)

از سوي ديگر يك از مباحث بسيار مهم در مورد تغييرات اجتماعي بحث مدرنيسم است . كه به عنوان يك پديده ي داراي اثرات غيرقابل انكاري بر رخساره هاي زندگي اجتماعي انسان از جمله خانواده و ازدواج مي باشد از جمله ي اين تاثيرات مي توان به دگرگوني ارزش ها و هنجارها اشاره نمود . ( جهانبخش ، سايت جامعه شناسي ايران)

در اين بررسي برحسب داده هاي آماري 2 تحقيق كه يكي از سطح ايران و ديگري از خانواده هاي تهراني بدست آمده بود. كه بوسيله ي آن مي توان ميزان حفظ كاركردها و تداوم آن را بررسي كرد.

بررسي مسئله ضرورت خواستگاري

بر اساس تحقيق در سال 1374 در ميان افراد ساكن در مناطق شهري ايران گرايش مسلط در ارتباط با خواستگاري گرايش موافق بوده است بگونه اي كه ميزان موافقان جوان 6/94% و ميزان مخالفتشان 4/5% بوده است و پاسخ بزرگسالان 9/96% مثبت و 1/3% منفي واز سالمندان 3/94% موافق و 7/5%  مخالف اجراي مراسم خواستگاري بوده اند . قابل ذكر است كه در ميان زنان گروه سني (34 – 25 ) ساله و گروه سني (54 – 45 ) ساله مردان ميانسال بيشترين موافق و در ميان مردان گروه سني (24 – 16 ) ساله و زنان گروه سني (55 +) ساله بيشترين مخالف را در اين خصوص كسب كردند.

اين نكته قابل ذكر است كه پايين بودن ميزان هاي موافقت با خواستگاري در ميان دانشگاهيان، افراد با سطح اطلاعات عمومي بالا و جبرگرايي كم و درآمد بالا و پايگاه طبقاتي بالا در مقايسه با ديگر گروه ها و به فرض رشد و توسعه اجتناب ناپذير جامعه روند آتي و كمرنگ تر شدن مراسم و مراتب مربوط به اولين گام ازدوج رسمي را نشان ميدهد(محسني، 1382)

اما همين مسئله در تحقيقي در سال 1379 در سطح شهر تهران و با توجه به 3 نسل از خانواده ها مورد بررسي واقع شد. در اين تحقيق پاسخ افراد شركت كننده در مراسم خواستگاري در سه سال به شرح زير بوده است كه:

بيشترين درصد در هر سه نسل شامل مورد اجراي مراسم خواستگاري در شرايطي كه داماد با خانواده ي خود با حضور عروس و خانواده ي او صورت پذيرفت كه 2/42% نسل اول، 5/35، نسل دوم و 02/51% در نسل سوم پايبند اين مراسم بوده اما افرادي كه بدون مراسم خواستگاري ازدواج كردند در نسل اول 5 درصد در نسل دوم 8 /0 % و در نسل سوم 25/1% بوده است . (آزاد ارمكي، 1379)

مسئله ضرورت جشن نامزدي

پاسخگويان در نظر سنجي سال 74 در گروه سني سالمندان با (1/72%) و جوانان با (7/71%) بيشترين ميزان موافقت با برگزاري جشن نامزدي را به خود اختصاص داده اند و گرايش مسلط گرايش موافقت با برگزاري جشن نامزدي است و مردان جوان (24 – 15 )(34 – 25 ) ساله و زنان ميانسال و سالمند بيشتر از ديگر همتايان خود از جشن نامزدي حمايت مي كنند اما اتفاق آار بسيار چشمگيري كه در خواستگاري در ميان پاسخگويان ديده مي شود در جشن نامزدي كم رنگ شده است. و به گونه اي مي توان گفت موافقان در سوال ضرورت برپايي جشن نامزدي متعلق به طبقه ي پايين اجتماع، كشاورزان و كارگران، دارندگان درآمدهاي سطح پايين ، بيسوادان و جبر باوران مي باشند (محسني ، 1382)و در مقابل در تحقيق سال 79 در تهران (5/43%) نسل اول خانواده و نسل دوم و سوم به ترتيب 6/47% و 02/55% مراسم نامزدي مختصري برپا كرده و 3/39% نسل اول، 6/34% نسل دوم و 19% در نسل سوم اين مراسم را بر پا ننمودند اما برپايي مفصل جشن را مي توان با افزايش درصد در نسل سوم با 5/24% با توجه به نسل اول با 7/14% و نسل دوم با 7/15، مورد توجه قرار داد.(آزاد ارمكي، 1379)

مسئله آشنايي و معاشرت دختر و پسر قبل از ازدواج

در جوامعي كه جدايي جنسي در ابعاد كار و حيات اجتماعي رواج دارد ازدواج توسط والدين و خانواده ي زوجين جوان ترتيب داده مي شود اما ساختار مختلف جوامع و جهاني شدن امور و پويايي و تحول راحتي در نظام هاي سنتي و نسبتا بسته به همراه داشته است . آشنايي و معاشرت دختر و پسر قبل از ازدواج،در جوامعي كه والدين نقش تعيين كننده در ازدواج فرزندان خود ندارند بستر مناسبي براي شناخت ويژگي ها، خصوصيات و شكل گيري ترجيحات در انتخاب همسر آينده تلقي مي شود بر اساس تحقيق سال 74 ميزان موافقت با معاشرت دختر و پسر قبل از ازدواج رو به افزايش بوده و بطور كلي 71% جامعه پاسخگويان از آن استقبال كرده اند ميزان موافقت با معاشرت دختر و پسر قبل از ازدواج با 75% رضايت پاسخگويان جوان با گروه سني (24 – 16 ) (34 – 25 ) به اوج خود  مي رسد و مردان گروه سني (42 – 35 ) ساله و زنان گروه سني 55 و بيشتر، بيشترين ميزان مخالفت با موضوع را به خود اختصاص مي دهد در اين ميان مي توان با خصوصيات افراد موافق و مخالف اين گونه اشاره كرد كه جوانان (ازدواج كرده) بيشتر 1/80% و سالمندان (همسر فوت شده) كمتر از بقيه گروه ما از معاشرت دختر و پسر قبل از ازدواج حمايت كرده اند كه اين نشان از روند گرايش نسل جوان در آينده خواهد داشت بر اساس اين تحقيق كشاورزان ميزان موافقتي كمتر از 50% با موضوع مورد بررسي دارند و جوانان ، تحصيلكردگان سطح بالا، صاحبان درآمدهاي بالا ومتعلقين به طبقه ي بالاي اجتماعي بيشتر از ديگر گروه ما از سوال بررسي جانبداري نموده اند.(محسني، 1382)

بر اساس تحقيق سال 79 در شهر تهران دخالت و معرفي دوستان خانوادگي در انتخاب همسر در نسل سوم بيشتر از دو نسل ديگر شده است و اگر چه به لحاظ آماري ازدواج هاي فاميلي در بين آنها كاهش يافته ولي هنوز در ازدواج هاي نسل سوم مشاهده مي شود .و به طور كلي آمار از ازدواج هاي خارج از شبكه ي فاميلي را پيش از ازدواج هاي فاميلي اعلام مي كنند و 9/36% خانواده ها همچنان ازدواج هاي فاميلي را ترجيح ميدهند . در انتخاب همسر در نسل اول انتخاب كننده پدر و مادر بوده اند و در نسل دوم و سوم انتخاب خود فرد داراي اهميت بيشتري بوده است. (آزاد ارمكي، 1379)

مهريه

تحقيق سال 75 اينگونه  عنوان ميدارد كه :

گرايش به مهريه در چارچوب رفتارها و گرايش هاي سنتي معنا پديا مي كند و هر چه شاخص هاي سنتي قويتر و نيرومندتر باشد گرايش با پذيرش آن نيز قوي تر و نيرومند تر مي شود براساس تحقيقي در سال 53 پيش از انقلاب اسلامي 75% اراد جامعه با مهريه اعلام موافقت نموده اند، اين ميزان در بررسي سال 58 به 5/43% كاهش يافت اما در حال حاضر بازگشتي شديد و قدرتمند نسبت به اين پديده وجود دارد و نزديك به 80% آحاد جامعه گرايش موافق نسبت به آن نشان مي دهند كه بالاترين ميزان هاي موافقت با مهريه به زنان 44 – 35 ساله تعلق گرفته است. در گرايش مخالف، زنان 55 ساله و بيشتر، بيشترين ميزان را از آن خود كرده اند (5/19%) سنجش گرايش نسبت به مهريه بر اساس طبقه بندي پاسخگويان برمبناي دسته سني نشان مي دهد كه جوانان، ميانسالان و بزرگسالان ميزان هاي تقريبا يكسان بدست آورده و به پاسخگويان سالمند كه كمترين ميزان موافقت (7/76%) را در خصوص موضوع به خود اختصاص داده اند .(محسني ، 1382)

تحقيق سال 79 موضوع مهريه را از منظر نوع مهريه در سه نسل خانواده مورد بررسي قرار داد كه نوع مهريه در نسل اول پول – پول نقره بوده است با 7/76% گرايش مثبت و اين ميزان گرايش در نسل دوم در همين نوع مهريه به 6/89% افزايش مي يابد اما در ميان نسل سوم خانواده گرايش به مهريه از نوع سكه – طلا با ميزان گرايش 9/52% تغيير كرده است. در اين پژوهش بيان شده است كه از نسل اول 8/2% و از نسل دوم 8/0% و از نسل سوم 1/2% ازدواجي بدون مهريه داشته اند.(آزاد ارمكي، 1379)

جهيزيه

براساس تحقيق سال 74 جهيزيه انتقال ثروت در داخل خانواده ي پدري و از پدر به فرزند دختر از يك سو و انتقال پاره اي از ثروت خانواده ي پدري دختر به خانواده داماد از سوي ديگر تعبير نمود. جهيزيه در حقيقت پاره ي عيني اكثريت آنها با جهيزيه كافي موافقت دارند . بدين ترتيب گرايش مسلط پاسخگويان در ارتباط با اين موضوع گرايش موافق است. 2/71% مردها و 8/74% پاسخگويان زن با موضوع بررسي اعلام موافقت نموده اند جوانان 3/83%  موافق و 7/21% مخالف بوده اند. بزرگسالان 1/82% موافق و 9/17% مخالف بودند و سالمندان 7/77% موافق و 3/22% مخالف بودند. در اين بررسي بزرگسالان – همسردارها پاسخگويان متعلق به خانواده ها با ابعاد بزرگ، بيسوادان، دارندگان اطلاعات عمومي در سطح پايين، پاسخگوياني كه از رسانه ها كمتر استفاده مي كنند، جبرگرايان در حد بالا، خانه دارها، كارگران، دارندگان درآمدهاي پايين، متعلقين به طبقه پايين جامعه و برخورداران از فضاي مياني كم قويترين حاميان سوال بررسي شناخته شده اند. (محسني، 1382)

در بررسي سال 79 در سطح شهر تهران در ميان نسل اول تنها 7/10% و در نسل د وم 9% و در نسل سوم تنها 85/3% جهيزيه نداشتند و در نسل اول 8/75% و در نسل دوم 73% و در نسل سوم تنها 1/56% داراي جهيزيه ي مختصر بوده اند و نسل سوم با 15/39% جهيزيه مفصل از نسل اول 1/13% و نسل دوم 2/17% ميزان گرايش بيشترين را از آن خود كرده است (آزاد ارمكي،1379)

برگزاري مراسم عروسي

تنوع آراء عقايد در مورد برگزاري باشكوه مراسم عروسي و شدت و ضعف آن در ميان گروه هاي مختلف اجتماعي و در محيطهاي شهري و روستايي، طيف هاي وسيعي از مردم جامعه را در بر مي گيرد در حالي كه برخي معتقد به برگزاري ساده و بدون تشريفات و هزينه هاي سنگين عروسي هستند، گروهي نيز بر تامين شكوه و هر چه درخشانتر برگزار نمودن آن، صرفا به اين علت كه انسان يك بار در عمرش عروسي مي كند اصرار مي ورزند.

عكس العمل پاسخگويان در پژوهش سال 1358 به اين موضوع ميل به برگزاري ساده جشن عروسي را به عنوان گرايش مسلط شان داده است (1/77%) و تنها (2/12% ) پاسخگويان از برگزاري باشكوه جشن عروسي در اين پژوهش حمايت نموده اند تمايل بيشتر روستاييان به برگزاري جشن هاي باشكوه عروسي، گرايش فزاينده ي جامعه ي شهري به مراسم ساده و افزايش شدت تمايل به ازدواج هاي ساده به موازات بالا رفتن سطح تحصيلات ،  از ديگر يافته هاي پژوهش فوق اند. نتايج به دست آمده از مطالعه حاضرنشان ميدهد كه پس از گذشت حدود 20 سال ميل به برگزاري مراسم عروسي باشكوه از روندي صعودي برخودار بوده و به سه برابر ميزان بدست آمده در مطالعه سال 58 رسيده است .(3/38%) علي رغم روند فزاينده ي جانبدراي ازعروسيهاي باشكوه ميزان موافقت با آن دركل كمتر از 40% بوده و به اين لحاظ گرايش مسلط محسوب نمي شود زنان در همه ي گروه هاي سني بيشتر از همسالان مرد خود از برگزاري با شكوه مراسم عروسي حمايت نموده اند اوج اين حمايت در ميان جوانترين پاسخگويان زن (24 – 16 ) ساله ديده مي شود با (5/42%) كه بالاترني ميزان محاسبه شوندگان در گرايش موافق براي هر دو جنس مي باشد . مردان ميانسال (44-35) در اين گرايش گوي سبقت را از همگان ربوده و بالاترين ميزان (1/65%) را از آن خود مي كنند.

جوانان (24-16) ساله بيشترين موافق و ميانسالان (44-34) ساله بيشترين مخالف با موضوع بررسي شناخته شده اند . بعبارت ديگر شدت گرايش موافق در بين جوانان بيشتر و ميل به مخالفت در ميان ميانسالان از ديگر گروه ها بيشتر مي باشد.

بيسوادان، تقديرگرايان، گروه هاي كم درآمد، كارگران و افراد متعلق به طبقات پايين اجتماع بيشتر از ديگر گروه ها از برگزاري باشكوه مراسم عروسي حمايت كرده اند افرادي كه سطح اطلاعات عمومي آنها پايين و سطح كاربرد رسانه ها توسط آنها كم توصيف شده است نيز در اين گروه قرار مي گيرند(محسني ،1382) در تحقيق سال 79 در ميان سه نسل از خانواده هاي تهراني برپايي مراسم عروسي به حالت مختصر در هر سه نسل به صورت گرايش مثبت بسيار ديده مي شود. بدين گونه كه نسل اول با 6/75% نسل دوم با 2/69% و نسل سوم با 55/54% مراسم عروسي مختصري را براي خود برپا نمودند و گرايش به برگزاري مراسم ازدواج باشكوه در ميان نسل سوم خانواده هاي تهراني با 9/40% نسبت به 8/17% نسل اول و 9/23% نسل دوم نشان به ميل نسل جديد به برپايي مراسم عروسي مفصل دارد.

قابل توجه است كه در اين پژوهش اطلاعاتي مبني بر اجرا نشدن مراسم عروسي بدست آمده كه نسل اول 8/5% و نسل دوم 1/6 % و نسل سوم 65/3% مراسم عروسي برپا كرده اند (آزاد ارمكي، 1379)

نتيجه

در نهايت شايد براي پاسخ به سوال آيا ارزش ها و باورهاي جامعه ي ما دچار دگرگوني مي شود؟ بهتر باشد از سخن مانهايم بهره ببريم كه معتقد است ارزش هاي نسل قبل به طور كامل از بين نمي رود بلكه نسل جديد دست به باز تعريف ارزش ها وافكار و ايدلوژي هاي حاكم مي زند شايد بتوان گفت خانواده درحفظ و انتقال ارزش ها و باورهاي خود به نسل جديد تا حدود زيادي موفق بوده و توانسته است با وجود تغييرات اندك كه متناسب با تغييرات اجتماعي زمانه است كاركردهاي خود را حفظ و آن را تدام بخشد.

 

 

منابع

1 – ازدواج و خانواده در ايران، منوچهر محسني- ابوالقاسم پورضا انور، انتشارات آرون، 1382.

2 – سايت جامعه شناسي ايران، چالشها و چشم اندازهاي ازدواج و همسرگزيني در ايران امروز، اسماعيل جهانبخش، 1387 Sociology.ofiran.com

3 – سايت جامعه شناسي ايران، شكاف بين نسلي، سودابه قيصري، 1387 Sociology.ofiran.com

4 – نامه ي علوم اجتماعي، بررسي تحولات اجتماعي و فرهنگي در طول سه نسل خانواده ي تهراني، تقي آزاد ارمكي، شماره 16، پاييز و زمستان 1379.


 

نوشته شده توسط لعیا خاکی در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 ساعت 12:4 موضوع | لینک ثابت