تبليغاتX
جامعه ی من



جامعه ی من
فهرست اصلی

آرشیو مطالب

آمار سايت

آمار سایت:
بازدید کل:
سایت های مرتبط با ما

قالب های ساخته شده:

آخرین مطالب

یک بهانه

5و6 سال پیش چه تلاش پیگیرانه ای داشتن برای حک شدن تصویرشان برذهنم،نه ذهن من بلکه ذهن همه ی مردم.مهربان شده بودند،از چشمانشان دیگر مهر می بارید مهری دلسوزانه. مهری که دوستش داشتم چون اینگونه تصور می کردم که این چشم ها نگران من هستند،من وهمه ی مردم.

ومن وهمه ی مردم چه زود و ساده و صمیمانه باور کردیم وپذیرفتیم آنچه را که آنان عنوان می داشتند و سعی در ماندگاری این باور در نزد من و همه ی مردم می کردنند.به من وهمه ی مردم یاد دادند که به آنان اطمینان کنیم چون به ما اطمینان دارند چون دوستمان هستند به من وهمه ی مردم یاد دادند که شماره ی تماس آنان را چون شما ره های تماس خانه هایمان به ذهن بسپاریم تا یاریمان دهند دروقت نیازو ما چه زود شماره هایشان را در دفترچه ی ذهنمان یادداشت کردیم و حالا....

چقدر سخت باهم دوست شدیم وچه راحت داریم ازهم فاصله می گیریم این تقصیر من وهمه ی مردم است یا آنان نمی دانم.اما می دانم که دیگر در چشمانشان محبت نمی بینم نه من و نه همه ی مردم بلکه در چشمانشان پرسش است پرسشی درد آورو سخت،پرسشی استفهامی.آری در چشمانشان می بینم که به من و همه ی مردم دیگر اطمینان ندارند می بینم که انگاردوستمان نیستند.انگار تغییر کرده اند.

لباس هایشان تغییر کرده است همچون نیروهای ضد شورش لباس می پوشند وکلاه بر سر می گذارند اسلحه ی کلاشینکف بر دوش وباتومی در حال تاب خوردن در دست و آن پارچه ی فسفری رنگ که به زبان فارسی و انگلیسی رویش نوشته شده است پلیس.

 

به بهانه ی اتفاقی ناگوار که در شهرستان گرگان به وقوع پیوست.



نويسنده: پریا | تاریخ: جمعه نهم فروردین 1387 | بازديدها: |


لینک دوستان

پشتیبان
تیم طراحان حرفه ای قالب وبلاگ
website: www.parstheme.com
طراح: امیرحسین رهبری
Pro Designer Template Blog
Template By: ParsTHEME.com - Designed by Amir hoseyn RAHBARI