تبليغاتX
جامعه ی من



جامعه ی من
فهرست اصلی

آرشیو مطالب

آمار سايت

آمار سایت:
بازدید کل:
سایت های مرتبط با ما

قالب های ساخته شده:

آخرین مطالب

معرفی یک کتاب

* یک سنجاب هیچ وقت یک راسو را با یک سنجاب اشتباه نمی گیرد،ومن هیچ وقت یک غیر ایرانی را با یک ایرانی اشتباه نمی گیرم.بر خلاف عقیده ی اکثرغربی ها که تمام خاورمیانه ای ها شبیه هم هستند،ما می توانیم همدیگررا وسط جمعیت به همان آسانی پیدا کنیم که دوستان ژاپنی من همولایتی هایشان را میان جمعیتی از آسیای شرقی ها.انگار یک فرکانس رادیویی خاص داریم که فقط رادار ایرانی ها آن را می گیرد.

 

* من خوش شانس بودم که سال ها قبل ازتحولات سیاسی ایران به آمریکا آمدم. آمریکایی هایی که می دیدیم مهربان وکنجکاوبودند،ابایی از پرسیدن نداشتندومایل به شنیدن پاسخ بودند.درمورد ایران،ذهن آمریکایی ها لوحی سفید بود.

 

* من کشورم را این گونه معرفی می کردم:

از شوروی میروی طرف جنوب،ما آنجاییم.

جایی که خاویار معروف از آنجا می آید.

گاهی به همسایگی با عراق وافغانستان اشاره می کردم.

کشور گربه های پرشین.

و سرزمین نفت.

 

* بستنی ایرانی با خامه ی فراوان وپسته وهل معطر،شاهدی ست بر اینکه ایران زمانی از تمدن های بزرگ جهان بوده.معتقدم برای پیشرفت صلح در خاورمیانه،خوب بود یک قاشق نقره ای می دادند دست هر یک از رهبران وگفتگوها جلوی ظرف بزرگی از بستنی ایرانی انجام می شد.به همراه هر قاشق بستنی،اختلاف های سیاسی هم آب می شد.

 

*پسرهای بزرگتر از من می خواستند (( چند حرف بد در زبان خودمان ))یادشان بدهم.اوایل مودبانه امتناع می کردم ،که فقط اصرار آنها را بیشترمی کرد.مشکل این جور حل شد که چند عبارت از قبیل ((من خرم)) را یادشان دادم .تاکید کردم که این جمله این قدر زشت است که باید قول بدهند هیچ وقت آن را جایی نگویند.نتیجه اینکه تمام زنگ تفریح می دویدند و داد می زدند :((من خرم، من خرم)). هیچ وقت معنی واقعی اش را به آنها نگفتم.فکر کنم یک روزی،یک کسی بهشان گفته باشد.

 

* در زمان اقامت ما درنیوپورت بیچ  انقلاب ایران رخ داد و بعد تعدادی از آمریکایی ها را توی سفارت آمریکا درتهران گروگان گرفتند. یک شبه ایرانیان مقیم آمریکا،در بهترین حالتی که بشود گفت،خیلی غیر محبوب شدند.خیلی از آمریکایی ها دیگر فکر می کردند هر ایرانی،اگر چه ظاهرش آرام نشان بدهد،هر لحظه ممکن است خشمگین شود و افرادی را به اسارت بگیرد.

 

* سالهایی که در برکلی بودم با فرانسوا آشنا شدم،مردی فرانسوی که بعدها شوهرمن شد. در زمان دوستی با او متوجه شدم زندگی من چقدر ناعادلانه گذشته.فرانسوی بودن در آمریکا مثل این است که اجازه ی ورود به همه جا را روی پیشانی ات چسبانده باشند.فرانسوا گافی بود اسم آشکارا  فرانسوی اش را بگوید تا مرم او را جالب توجه بدانند.فرض این بود که او روشنفکری است حساس وکتابخوانده ،و هنگامی که مشغول زمزمه ی اشعار بودلر نیست،وقتش را با خلق نقاشی های امپرسیونیستی می گذراند.

به نظر می آید هر آمریکایی خاطره ی خوشی از فرانسه داشته باشد (عجب کافه ی محشری بود.مزه ی آن تارت تاتن هنوز زیر زبانم است!) تا جایی که می دانم فرانسواآن تارت تاتن را درست نکرده بود اما مردم خوشحال می شدند اعتبارش را به او بدهند من همیشه می گویم:(می دانید که فرانسه یک گذشته ی استعماری زشت دارد.) ولی این برای کسی مهم نیست.مردم شوهرم را می بینند و یاد خوشی هاشان می افتند.من را می بینند و یاد گروگان ها می افتند.

 

*امروز وقتی من و خانواده ام دور هم می نشینیم، اغلب در باره ی نخستین سال اقامت مان در آمریکا صحبت می کنیم. اگر چه سی سال گذشته، خاطرات ما کمرنگ نشده.حالا مهربانی ها را بیش از هر وقتی به یاد می آوریم،چون می دانیم خویشان ما که سال های بعد به این کشور مهاجرت کردند با همان آمریکا مواجه نشدند.آنها آمریکایی هایی را می دیدند که روی برچسب جلوی ماشینشان نوشته بود(ایرانی ها ،به کشورتان برگردید)یا(ما با ایرانی ها کابوی بازی خواهیم کرد). آمریکایی ها به ندرت آنها را به خانه شان دعوت می کردند.این آمریکاییها فکر می کردند همه چیز را درباره ی ایران و مردم آن می دانند،و هیچ سوالی نداشتند،تنهاعقایدی از پیش ساخته داشتند.خویشان من فکر نمی کردند که امریکایی ها بسیار مهربان هستند.

 

 

 

                                                    بخش هایی از کتاب عطر سنبل،عطر کاج

                                                                   فیروزه جزایری دوما

 

  (یکی از کتاب های پرفروش آمریکا در دو سال گذشته  بوده و جوایز متعددی کسب کرده است از جمله یکی از سه  کاندیدای نهایی جایزه ی تربر (،معتبر ترین جایزه ی کتاب های طنز آمریکا)در سال 2005 و کاندیدای جایزه ی  pen   آمریکا در بخش آثار خلاقه غیر تخیلی.)                                                                                        


نويسنده: پریا | تاریخ: یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 | بازديدها: |


لینک دوستان

پشتیبان
تیم طراحان حرفه ای قالب وبلاگ
website: www.parstheme.com
طراح: امیرحسین رهبری
Pro Designer Template Blog
Template By: ParsTHEME.com - Designed by Amir hoseyn RAHBARI