روزی روزگاری فردی برای گرفتن ستاره ای،از لبه ی پرتگاه پرید.درست در موقع سقوطش پشیمان شد و با خودش فکرکرد چرا؟ من که به این ستاره نمی رسیدم.
رهگذری از کناراین قصه گذشت و زیر لب نجوا کرد اگر همچنان به گرفتن ستاره اعتقاد داشت به ستاره اش می رسید .